روزگار خدا حافظی ها ، جدایی ها
سابقا ، چه حرص و ولعی داشتیم تا به هر بهانه و شیوه ای ، هر از گاهی ، یک دوست به فهرست دوستانمان اضافه کنیم و مباهات کنیم که فلانی هم دوست ماست . اما چه اتفاقی افتاده است که شوق آشنایی با دیگران ، با کراهت و بی میلی در یافتن و داشتن دوستان ، جا به جا شده است ؟ . شاید گسترش ابزارهایی که هر کدام به شکلی و با خاصیتی ، وقت مارا محدود و تنگ تر کرده است ، شاید گسترش شهرها و دور شدن و فاصله گرفتن نشانی های محل کار و سکونت آدم ها از یکدیگر ، شاید تجزیه علوم و گسترش هنرها و فنون و تنوع مشاغل ؛ و شاید گسترش ابزارهای ارتباطی ، شاید افزایش سطح توقعات و انتظارات از یکدیگر ، شاید توجه ببیشتر به مصلحت های فردی و خانوادگی و اجتماعی و شایدهای دیگر ، دلائل و علل این تهدید و فاجعه است . فاجعه دور شدن آدم ها از یکدیگر .
هر چه باشد ، باید پی گیر پاسخ این پرسش ها بود که آیا در روزگار ما ، دوستان ، همان مرام ها و معرفت های دوستان روزگارهای گذشته را دارند ؟ و آیا ، اشیاء ، می توانند جای آدم هارا پر کنند و با خلأ ناشی از نداشتن دوستانی از جنس آدم و از قماش انسان مواجه نمی شویم ؟