Ya Ali
![]()
کتاب فضل تورا آب بحر کافی نیست
که تر کنم سر انگشت و صفحه بشمارم
![]()
کتاب فضل تورا آب بحر کافی نیست
که تر کنم سر انگشت و صفحه بشمارم
گفته اند : هرکس با شمشیر زندگی کند ، با شمشیر می میرد !
چند روزی است چشمانم پر از اشک است و قلبم پر از درد . بخاطر گم شدن سه قهرمان کوهنوردی ایران : آیدین ، مجتبی و پویا که پرچم وطن را بر آن فراز غریب و سترگ و سرد و یخ زده یکی از قلل بلند رشته کوههای هیمالیا بین چین و پاکستان به اهتزاز در آوردند و خود ، در غربتی سرد ، در آغوش تاریکی و سرما ، در راه بازگشت ، بی اکسیژن و غذا برای همیشه در دل کوه غنودند و در جان پناه زمهریر آرام گرفتند . نمی دانم بین جسدهایشان فاصله هاست یا دست در دست یک دیگر جان سپردند .
یادشان مانا و روحشان شاد .
مسئله مهمی که این روزها به آن فکر می کنم و در جستجوی چرایی و چیستی و پاسخ قانع کننده ای هستم ، آشفتگی همزمان برخی کشورهای اسلامی ؛ و بروز جنگ و خونریزی در این کشورهاست .
بحران مصر خصوصا این پرسش هارا به ذهن متبادر می کند که آِیا :
راه حل مناسب و فراگیری برای آتش بس بین متخاصمین ، آن هم در ماه مبارک رمضان وجود ندارد تا به کشته شدن بیش از ۲۰۰ نفر و زخمی شدن بیش از پنج هزار نفر در یک روز و در یک میدان و اطراف آن به بهانه جا به جایی دو نفر به عنوان رئیس جمهور مخلوع و سابق و رئیس دولت موقت نشود ؟
آیا می توان محمد مرسی رئیس جمهور برکنار شده مصر را که مرتکب اشتباه بزرگی شد و بدون توجه به موجودیت گروههای سیاسی و اجتماعی و دینی دیگر و بدون توجه به خواست های آنان ، فقط جریان اخوان المسلمین را تقویت کرد ، سیاستمدار نامید ؟
واقعا پایانی عادلانه در همین نزدیکی ها برای اردوکشی های خیابانی در مصر و درگیری و جنگ و آشوب و نا امنی و ترور در تونس و سوریه و عراق و پاکستان و افغانستان و بحرین و ترکیه ، متصور هست ؟
ممکن است دلائل بسیار از نظر سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی ، اجتماعی ، دینی و خاصه ، قرار گرفتن اینگونه کشورها در مسیر و موقعیت های استراتژیکی حساس جغرافیایی ؛ و هم چنین رقابت قدرت ها ی بلوک شرق و غرب و کشورهای صنعتی و توسعه یافته به کارگردانی ایالات متحده امریکا و به تحریک صهیونیزم بین المللی برای تصاحب و چپاول منابع طبیعی سرشار کشورهای اسلامی ، خصوصا نفت و گاز ؛ و سرزمین های حاصلخیز وجود داشته باشد که البته ، اینها ، دلائل ظاهری و ملموس برای یافتن علل درگیری ها و آشفتگی ها از منظر سیاستمداران است
بر پایه باورهایی که از اسلام ناب و اصیل داریم ، من فکر می کنم جز دلائل یاد شده ، علل دیگری وجود دارد که شیوع دروغ و کمرنگ شدن رحم و مروت در جوامع اسلامی و بین مسلمانان از آن جمله است و ضمنا ، بر اساس روایات معتبر ، به بازی گرفتن و دکان قرار دادن دین برای جلب منافع مادی بیشتر و بی توجهی به مشکلات همنوعان خصوصا هم کیشان ، اپیدمی بی احترامی به پدر و مادر ، اپیدمی بی خبری از احوال همسایگان ، فراموش کردن ضعیفان و یتیمان و بیماران بی بضاعت و بویژه ظلم به کسانی که جز خدا پناهگاهی ندارند ، سبب ریزش بی امان و پیوسته و گسترش انواع بلا و نقمت و نیز ، فراگیر شدن بیماری های لا علاج جسمی و روحی ، بیکاری ، نباریدن رحمت باران و گسترش قحطی و گرانی و نا امیدی و ناهنجاری های اجتماعی و انواع جرائم و نا امنی در حوزه های مختلف هر جامعه مدعی دیانت و در عمل ، بی اعتنا به آموزه های اخلاق دینی می شود .
عواقب ناگوار دروغ و پی آمدهای پرنکبت حذف مهربانی به اقوام و شهروندان و هم نوعان را خصوصا اقشار ضعیف و کم درآمد را جدی بگیریم و از ظلم به هر جانداری پرهیز کنیم که اگر خدای ناخواسته با قهر و غضب خدا مواجه شویم ، تر و خشک بر اساس یک سنت الهی با هم خواهند سوخت .
یادمان باشد که جامعه لبریز شده از گناه که مستحق نزول بلاهای آسمانی و زمینی است ، همچون کشتی طوفان زده یا هواپیمای دچار نقص فنی شده است که اگر وقت غرق شدن یا سقوط باشد ، همه مسافران ، از کودکان شیرخواره بی گناه تا سالخوردگان مظلوم و ناتوان ، همه و همه نابود می شوند و هیچ منافاتی با عدل الهی ندارد .