شیطان ، معمار و بنیانگذار سازه زشتی

شالوده سازه های آفرینش و هستی هرچه هست بر زیبایی است . هیچ زاویه ای از زوایای کائنات ، هیچ جاندار ، هیچ گیاه ، هیچ جماد ، هیچ جنّ و فرشته ای و هیچ مخلوق و پدیده ای ، نازیبا نیست جز ابلیس و نیروهای اهریمنی تحت امر او . و شیطان هم در آغاز ، زیبا از آتش آفریده شد ( واکنون هم ظاهری زیبا دارد ) و فرشته ای بلند پایه و مقرّب ؛ و آموزگار فرشتگان بود اما به خطا رفت و به دلیل نافرمانی از مشیّت و اراده الهی به سبب غرور و تکبر و حسادت ، و راضی نشدن به سجده بر آدم که امر حق و زیباترین منظره در هستی بود - اگر اتفاق می افتاد - ، از صف ملکوتیان و فرشتگان رانده ؛ و پایه گذار بنای هرچه نازیبایی و پلیدی و پلشتی در تاریخ حیات انسان است شد و ما چه می دانیم ؟ شاید تقدیر همان بود تا به کارگردانی و بازیگری شیطان در نقش اول ، زشتی پدید آید و زیبایی در کنارش ، آن چنان که شایسته و سزاوار تجلّی و خودنمایی خویش است ، ظهور کند و در همه عرصه ها ، اصالت خودرا بنمایاند . و مهم تر ، با حضور زشتی است که زیبایی ، در ذهن و خارج از ذهن ما به موجودیت می رسد و درک معنی و مفهومش ، ساده تر می شود . و نیز ، چون هر مفهومی نیاز به مصداق دارد ، ابلیس و نسل های ابلیسی و تفکرات و اعمالشان ، نمادها و مصداق های روشنی برای مفهوم " زشت " و " زشتی " هستند .

باورم این است که شیطان و کارگزارانش به هر شکل و در هر هیئت و کسوتی که باشند ، نماد تمام زشتی ها از سویی ؛ و انسان ها و جریان ها و مسیرهایی که مخالف شیطان و در جهت خلاف حرکت او و تفکرات پلیدش در تلاش و حرکت باشند ، نماد تمام زیبایی ها از سوی دیگر هستند .

بدون تردید ، تا پیش از آن زمان که شیطان بر آدم گستاخانه سجده نکرده بود و فرمان خدارا گردن ننهاده بود ، نام و نشان و نقشی از نازیبایی وهیچ پدیده ای زشت در عالم نبود و هر چه بود ، زیبایی محض بود و نور بود و پاکی ؛ و برای نخستین بار ، شیطان بود که سنگ اول پندار و کردار و گفتار زشت را در نخستین سازه و بنای ظلمت و زشتی در عالم نهاد و از همان زمان ، مرزهای پر آشوب و طولانی و پر خطر ، بین راستی و ناراستی ، حق و باطل ، نور و ظلمت و خلاصه ، نازیبایی و زیبایی ، پدید آمد که پی آمدش ، دشواری وظیفه برای انسان شد که فطرتش با زیبایی سرشته شده اما دور از ذهن نیست که نفس امّاره اش ، هم دست و هم داستان با شیطان شود و به کمک غرور و کبر و نخوت ، حریم نورانی مرزهارا در هم شکند و به سمت و سوی ظلمت و نازیبایی حرکت کند .

من فکر می کنم جوهر و منشأ زیبایی در هستی ، حرکت تمام موجودات بر اساس ماهیّت ؛ و به اقتضای اسرار خلقتشان ، در مسیرهایی است که آفریدگار بزرگ بر اساس قوانین تکوینی و تشریعی ، ترسیم و تعیین کرده است و جز این ، هر حرکتی ، سیر قهقرایی است ؛ و رفتن به سمت و سوی نازیبایی و دیدار با تباهی و سرانجام نابودی و پیوستن به نیستی .

شما چه فکر می کنید ؟

جز شناخت ابلیس و ترفندهای گمراه کننده اش ؛ و مبارزه با شیطان و کارگزارانش به عنوان معمار بزرگ و بنیانگذار سازه و بنیاد نازیبایی ، راهی برای پیشگیری از توسعه زشتی ها و تباهی ها و گسترش زیبایی ها و فضیلت های اخلاقی وجود دارد ؟ و آیا ، غرور و تکبر و حسادت ، سرآغاز همه نازیبایی ها نیست ؟

پیش تر ، از حضور سبز و معطر و نظر زیبایتان صمیمانه سپاسگزارم .