وای اگر از پس دنیا ، بود وا زایشی  !

سه عقیده کاملا متضاد با یکدیگر ، در رابطه با سرنوشت روح پس از مرگ انسان ، وجود دارد :

باور زیست شناسان ماتریالیست این است که جسم و روح انسان پس از مرگ نابود می شود و به بقای روح ، گرایش و اعتقاد ندارند .

پیروان ادیان ابراهیمی ، به دلیل ایمان به معاد ، معتقدند که جسم انسان ، پس از مرگ ، نابود می شود اما روح ، به حرکت و هستی و زندگی خود در عالم برزخ ادامه می دهد و منتظر می ماند تا روز رستاخیز ، مجموعه گفتارها ، رفتارها ، تعامل ها و ارتباط هایش با خدا و همنوعان و طبیعت و محیط زیست ، دقیقا داوری شوند و پاداش و مجازات متناسب با وضعیت و پی آمد گفته ها و کرده های خود بر اساس رعایت یا عدم رعایت باید ها و نبایدهای الهی و فطری در دنیارا دریافت کند .

در رابطه با مرحله پس از برزخ که قیامت است ، بحث های متافیزیکی مفصل و مشروح در طول هزاره ها ، بین کارشناسان علوم مرتبط با حوزه الهیّات ، مابعدالطبیعة ، کلام ، اخلاق ، عرفان و فلسفه بوده و هست که آیا با همین جسم دنیایی و با همان هیئت و شکل هنگام مرگ از درون خاک برخواهیم خواست یا در اشکال دیگری ؟ و آیا معاد ، جسمانی است یا روحانی ؟ که این پست ، مجال و حوصله طرح اهمّ فرضیه های مختلف مربوط به این مقوله را ندارد و به آینده ، احاله می دهم .

شاخه ای از شیعیان افراطی و تند رو که معروف به غُلاة هستند و ادیانی مانند یارسان ، سیکیسم ، جینیسم ، برهمایی ، هندو ، بودا ، دائو و غیر این ها ، به تناسخ اعتقاد دارند یعنی باور کرده اند که روح پس از مرگ به جسم جانور یا شخص دیگری حلول می کند و از آن جسم ، به عنوان جایگاه و مَرکَب و محملی برای " بودن " و " پایداری هستی " خود و ضمنا واگذاری توان " حرکت " و " بودن " و " زندگی " به اجسام دیگر استفاده می کند تا باز به محمل دیگری منتقل شود و این جا به جایی روح ( تناسخ ) ، هم چنان برای زیستن و تداوم حیات و زندگی دادن ، ادامه دارد .

زاییده شدن دوباره پس از مرگ ، که آن را تناسخ ، وازایش یا باززایی می گویند ، بخشی از روح شناسی در حوزه دانایی های مربوط به روح ، ؛ و موضوع معاد ، مربوط به دین شناسی ؛ و از مباحث مربوط به رستاخیز بزرگ و دنیای پس از مرگ انسان از نگرگاه ادیان ابراهیمی است .

مناسب بود برای تبیین تناسخ و تمثیل برای آن ، حکایت افسانه گونه ای از حکیم عمر خیام نیشابوری را نقل کنم اما جهاتی را رعایت ؛ و از بازگویی آن صرف نظر می کنم و دوستان فرهیخته ام را به کتاب " با کاروان حلّه " ، بخش خیام، پیر نیشابور ، تألیف استاد بزرگوار ، زنده یاد دکتر عبدالحسین زرین کوب ، ارجاع می دهم .

شما چه فکر می کنید ؟

با علم به این که انسان اشرف مخلوقات و خلیفه خدا در زمین است ، روح ما ، پس از رها سازی جسم ، به کدام سو ، پر می کشد ؟ ، در کدام اوج ، آشیان می کند ؟ ، چه وظیفه ای به عهده دارد ؟ چه می شود و سر انجام و سرنوشتش چیست ؟ و اگر فرضیه تناسخ صحت داشته باشد و روح انسان به کالبد جانوران مختلف حلول کند ، کرامت انسان و عزت نفس او را چگونه تعریف و ترجمه کنیم ؟ و واقعا نباید گفت " وای اگر از پس دنیا ، بود وازایشی ؟!

پیش تر ، از حضور سبز و نظر ارزشمند شما ، صمیمانه سپاسگزارم .